وزرا و معاونان آموزشی وزارتخانه ها ی علوم ، تحقیقات و فناوری و بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در نشست مشترکی ، تصمیمات زیر را اتخاذ کردند:

1- واژه های مادر ، ممتاز و درجه یک از دانشگاههای کشور حذف شد .

2- ظرفیت پذیرش هر کدام از دانشگاههای تهران ، صنعتی شریف ، تربیت مدرس ، علم و صنعت ایران ، صنعتی اصفهان ، امیر کبیر ، شیراز ، فردوسی مشهد ، شهید بهشتی ، تبریز ، مشهد ، علوم پزشکی تهران ، علوم پزشکی شهید بهشتی ، علوم پزشکی ایران ، علوم پزشکی شیراز ، علوم پزشکی اصفهان ، علوم پزشکی تبریز ، علوم پزشکی مشهد ، علوم پزشکی اهواز و علوم پزشکی کرمان به میزان ده درصد افزایش مجدد پیدا کرد .

3- این تصمیمات  اولا در پی یک کار کارشناسی چندین ماهه مسئولان مربوط در دانشگاهها و ثانیا با توجه به بودجه فراوانی که باتلاش دکتر علی لاریجانی رئیس محترم و نمایندگان مجلس هشتم شورای اسلامی در بودجه دانشگاهها ی مزبور برای تامین هزینه ها و تجهیز آزمایشگاهها ، خوابگاهها و وامهای دانشجویی و حقوق اساتید و نیز ساخت چندین ساختمان دیگر و اضافه شدن آنها به دانشگاههای مربوط صورت گرفته  ، اتخاذ شده است .

4- دو وزیر مربوط  در پاسخ به اعتراضات برخی از معاونان آموزشی دانشگاههای مزبور،  مبنی بر اینکه این طرح چندین ماه از وقت آنان  را برای کار کارشناسی بر روی آن گرفته است و اصولا چرا این همه بودجه برای اجرای آن در نظر گرفته شده و چرا باید برای این افزایش ظرفیت این همه ساختمان به دانشگاهها اضافه شود ، اظهار داشتند : قرآن خدا که عوض نشده است ؟!

***

بله ، همه اش که نباید صدا و سیما اشتباه کند و مطبوعات گاف بدهند ، این احتمال را هم بدهید که یک وبلاگ نویس هم ممکن است در تشخیص اینکه تصمیمات  مزبور که تصادفا از رادیوی سراسری پخش می شده است اشتباه کرده باشد و نمایندگان مجلس شورا را با نمایندگان و مسئولان عالی وزارتخانه های مربوط عوضی گرفته باشد چرا که  تصور می کرده  که در ایران نیز مثل ممالک پیشرفته ، اصل "تفکیک قوا" وجود دارد و هر قوه ای باید پایش را به اندازه گلیمش دراز کند و در کار قوای دیگر دخالت نکند . ناسلامتی این وبلاگ نویس دانش آموخته علوم سیاسی از یکی از همین دانشگاههایی است که بر اساس کار کارشناسی صورت گرفته ، دو سه ساعته  ظرفیت آنها ده درصد افزایش یافته است !  حالا اگر همین دانشگاههای ما برای همین دانشجوهای موجود ، صندلی و نیمکت و وام تحصیلی و وام مسکن و خوابگاه و ساختمان و کادر آموزشی و استاد و کادر اداری و ظرفیت و امکانات رفاهی ندارند ، مهم نیست ؛ آنچه مهم است این است که مجلس هشتم دارد تمام تلاش خودش را می کند تا بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب در آغاز کار خود ، بهترین و قویترین تعامل و همکاری را با دولت خدمتگزار و اصولگرای نهم داشته باشد و مردم هم از این تعامل بهترین بهره را ببرند . حالا اگر کمی پای این تعامل لنگ می زند ، شما بگذارید به حساب اینکه امسال ، سال نوآوری و شکوفایی است و مجلس خواسته همه شنوندگانش را و حقوقدانان ایران و جهان را با این نو آوری ، "سورپرایز" کند . به نظر شما اشکالی دارد؟!

یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

در میان اخبار شادمانی آور نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی که در اسفند ماه گذشته برگزار شد و نوید یک مجلس اصولگرای دیگر را داد ، خبری تلخ هم وجود داشت که شاید در هیاهوی شکست اصلاح طلبان و پیروزی اصولگرایان گم شد و یا شاید هم برای خیلی ها اهمیتی نداشت تا بدان بپردازند یا آن را تحلیل کنند.

           
           
این خبر ، رای نیاوردن نماینده فعلی مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی یعنی دکتر «حسن سبحانی » بود که پس از سه دوره چهار ساله حضور در پارلمان ، مظلومانه و بی هیچ هیاهو و جنجالی ، کرسی خود را به حجت الاسلام و المسلمین « حسن ملک محمدی » نماینده وقت  ستاد مبارزه با مواد مخدر در زمان مرحوم آیت الله خلخالی سپرد و به این ترتیب در خرداد ماه سال جاری و تشکیل مجلس جدید ، با سیستم قانونگذاری جمهوری اسلامی خداحافظی می کند.
من نماینده جدید مردم دامغان را نمی شناسم و بدون آنکه درباره شخص نماینده منتخب جدید مردم دامغان اظهار نظر کنم ، یاد آور می شوم که  یکی از انحرافات بزرگ در تبلیغات انتخاباتی ، دادن وعده هایی است که اصولا جزو وظایف نماینده مجلس نیست . وظیفه نماینده مجلس فعالیت در قوه قانونگذاری کشور و تلاش در جهت بررسی هر چه دقیقتر طرحها و لوایح در دستور و یا در آستانه دستور و کارشناسی کردن بندها و تبصره های آن به گونه ای است که منافع کلی مردم کشور - آن هم  نه یک منطقه خاص - لحاظ شود . ساختن و راه اندازی کارخانه ها و سدها و کارگاههای تولیدی و کاهش بیکاری و افزایش گردشگری و ...  و وعده هایی چون :« در اتاق همه وزرا به روی من باز است » یا  ان شاء الله در این منطقه  کارخانه های جدید راه اندازی خواهم  کرد و ... نه جزو وظایف و تعهدات یک نماینده مجلس قانونگذاری بلکه جزو وظایف سازمانها و دستگاههای اجرایی و ادارات کل و سازمانهای وابسته به وزارتخانه هاست . بسیاری از وعده های تبلیغاتی ذاتا جزو وظایف استانداران و فرمانداران و بخشداران و شهرداران کشور است نه نماینده مجلس . خلط کردن وظایف قوه مقننه با قوه اجراییه از غش در معامله هایی است که یک نامزد انتخاباتی می تواند انجام دهد و بر موج احساسات مردمی که تشنه آبادانی و کار و بهبود معیشت و وضعیت تحصیلی و علمی و ... هستند سوار شود و رای آنها را به خود اختصاص دهد.
در بعضی از موارد وضع از این هم بدتر است . بر اساس خبرهای فراوانی که در ایام انتخابات به دست ما رسید در بعضی از شهرها ، نامزد انتخاباتی کارها و فعالیتهای دولت و نتایج اقدامات انجام گرفته بر اساس تصمیمات سفرهای استانی رئیس جمهور و هیئت دولت را به نام خود در شهرهای کوچک و روستاها جا زده و بدین وسیله توانسته در دل مردم مناطقی جا کند ! و اگر کسی یا کسانی به این شیوه او انتقاد کرده اند یا او را در این مورد رسوا کرده اند از آنها شکایت کرده است که بر خلاف قانون انتخابات ، مرا تخریب کرده اند !! و بدین وسیله علاوه بر دروغهای بزرگ ذکر شده ، طلبکار دولت خدمتگزار هم شده اند.
من اما به عنوان یک روزنامه نگار ، خیلی از اینکه در فلان منطقه فلان کس به جای بهمان کس به مجلس راه یافته است نگران نشده ام چرا که گاه ، هر دو نفر به تبلیغات اینچنینی به شیوه ذکر شده مبادرت کرده اند ، هر دو درهای چلوکبابی ها را به روی مردم باز کرده اند ، هر دو کیسه های برنج توزیع کرده اند و ... بنابر این هر دو کمترین توجه را به وظیفه ذاتی یک نماینده داشته اند . اما وضع درباره دکتر سبحانی کاملا فرق می کند . به استناد صورتجلسه های مجلس شورای اسلامی و مصاحبه ها و مقاله های این مرد در مطبوعات ، بیشترین تلاش نماینده مردم دامغان در مجلس ، معطوف یافتن کارشناسی ترین راهها برای تدوین طرحها و اصلاح لوایح مورد بررسی در صحن علنی یا کمیسیونهای تخصصی پارلمان بوده است . دفاعیه ها و حتی مخالفتهای دکتر سبحانی با بندها و تبصره هایی که به دولت بر می گشته است آنچنان دقیق و حسابشده بوده که بسیاری از مدافعان سینه چاک دولت را هم به کرنش واداشته است .
از بسیاری از کسانی که در این دوره به آقای سبحانی رای نداده بودند دلیل خواستم و آنها به یک تبلیغ عمومی در سطح شهر و روستاها اشاره می کردند و آن اینکه : آقای سبحانی در این سه دوره برای دامغان هیچ کاری نکرده است ! و من افسوس می خورم که چگونه با شایع کردن یک سخن عوام پسندانه ، مجلسی را از یک مرد واقعی قوه قانونگذاری محروم کردند ، مجلسی که اگر چند تن مثل سبحانی کارشناس داشت ، اشکالاتی که گاهی در موقع اجرای قوانین بروز می کرد ، به وجود نمی آمد و تاثیر آن علاوه بر دامغان ، همه شهرهای کشور را در بر می گرفت ! نماینده ای که قطعا اگر از تهران نامزد شده بود ، با رای بالایی به پارلمان راه می یافت ، اما او نخواست به مردمی که سه دوره او را انتخاب کرده بودند پشت کند و باز هم از آنجا نامزد شد تا این بار به جای نفر اول ، نفر سوم انتخابات شود !
یادم می آید که رهبر معظم انقلاب هم چندین بار بر این دو نکته مهم یعنی فراگیر فکر و عمل کردن نماینده به جای بخشی نگری و توجه خود را به دقت در قانونگذاری معطوف کردن به جای دخالت در امور اجرایی و قوای دیگر اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند .
در هر صورت ، این توهم غلط علی الحساب دکتر سبحانی را از ما گرفته است . البته ما حجت الاسلام ملک محمدی را نمی شناسیم و امیدواریم او بتواند بخشی از توجه کارشناسی دکتر سبحانی را نسبت به مصوبات در مجلس داشته باشد . و در نهایت اینکه رای ، رای مردم است و ما چه خوشمان بیاید و یا نه ، آقای ملک محمدی نماینده مردم شریف دامغان در مجلس هشتم  شورای اسلامی است . و می دانیم که این اقتضای مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی است و انتخاب ، انتخاب مردم است و بس .
آرزو می کنم از وجود مردان فرهیخته و دانشمند و متواضعی چون دکتر سبحانی در سنگرهای جدید به بهترین وجه استفاده شود .

***
بعد التحریر (سه شنبه ۲۰/۱/۱۳۸۷):خوشحالم که مطلبی که در نهایت دلسوزی و البته تاثر نوشتم بازتاب خوبی پیدا کرد و دوستان بزرگوار در سایتهای « الف » ، « رجانیوز » ، « فردا » و چند روزنامه آن را منعکس کردند . امیدوارم این نوشته تلنگری به خودمان باشد که در انتخابهایمان دقیقتر باشیم .
از آنجا که در سایت الف تا این لحظه بیش از یکصد نظر برای این مطلب ، نوشته شده است و اکثر این نظرات - چه موافق و چه مخالف - بر نکات قابل تاملی تاکید کرده اند ، پیوند آن صفحه را هم در
اینجا می آورم تا دوستانی که می خواهند اطراف مختلف ماجرا را بدانند به آن مراجعه کنند.

جمعه ۱٦ فروردین ۱۳۸٧ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

امام صادق"رضی الله عنه" از ابو حنیفه پرسید که عاقل کیست ؟ گفت : آنکه تمییز کند میان خیر و شر. امام صادق "رض" گفت : بهایم نیز تمییز توانند کرد میان آنکه او را زنند یا نوازند ! ابوحنیفه گفت که نزد شما عاقل کیست ؟ گفت : آنکه تمییز کند میان دو خیر و دو شر ، تا از دو خیر ، خیر الخیرین را اختیار کند و از دو شر ، خیر الشرین را .
                                                             
تذکره الاولیا - شیخ فرید الدین عطار نیشابوری

        

پ . ن ۱: من در انتخابات جمعه رای می دهم .چون یک انسان عاقل ، موقعیتهای انتخاب را از دست نمی دهد.

پ . ن ۲: من در انتخابات جمعه ، لیستی رای می دهم . دو بار است که ادا و اصول روشنفکر بازی را کنار گذاشته ام و به فهرست رای می دهم . این شیوه هم معطوف به یک محاسبه ساده عقلانی و ریاضی است . اگر به کسانی که در فهرست مورد نظرم هستند و من آنها را اصلح نمی دانم رای ندهم ، معلوم نیست که آن جای خالی را کسانی که حتی آنها را صالح نمی دانم چه برسد به اصلح ، پر کنند !

[توضیح روز انتخابات : ببخشید ! نتوانستم بالاخره به این احساس انتخاب  اصلح و صالح فائق نیایم و در نهایت سه نفر را از فهرست جبهه متحد اصولگرایان حذف کردم و به جای آنان به « نادر طالب زاده » ، « حسین مظفر » و « محمد مایلی کهن » رای دادم ! ]

پ . ن ۳: من به فهرست « جبهه متحد اصولگرایان » رای می دهم .

پ . ن ۴ : من به ۳۰ نفر رای می دهم و حتی جای خالی یک رای را هم باقی نمی گذارم و خودم را از انتخاب و تمییز همان یک نفر هم بر حسب وظیفه شرعی ، عقلی و ملی محروم نمی کنم .

پ . ن ۵: من صبح اول وقت به پای صندوق رای می روم تا نکند مرگ یا هر حادثه ای ،  مرا فرا گیرد و از یک حضور در صحنه حق و باطل در یک روز عاشورایی دیگر - که هر روز عاشورا و همه جا کربلاست -  محروم نشوم .

پ . ن ۶: رای مرا مثل همیشه دخترکم «زهرا» در صندوق می اندازد و رای همسرم را دختر دیگرمان «راحیل» در صندوق می اندازند ، تا یاد بگیرند که در صحنه های حق و باطل همیشه تاریخ باید حضور داشته باشند .

پ . ن ۷: مثل همیشه برای رای دادن وضو می گیرم و قصد قربت می کنم و پس از رای دادن خدا را شکر می کنم و دعا می کنم که :
خدایا ! ما به وظیفه خودمان در حد فهم خودمان عمل کردیم ، می دانی که قصدی بجز اصلاح نداریم : و ما نرید الا الاصلاح . تو خودت بهترینها و شایسته ترینها را برای مجلس هشتم شورای اسلامی تنها حکومت اسلامی ،رقم بزن و آنها را توفیق بده تا با وضع قوانین مناسب و نظارت هوشمندانه و مدبرانه بر امور ، زمینه های ظهور مصلح را بیشتر فراهم کنند و این « عبادت » را به کرم خودت از ما بپذیر . می دانیم این عبادت ، از آنجا که یک اقدام اجتماعی است ، عبادت کوچکی نیست اما تو آن را به بهترین وجه آن را از همه مردم خوب کشورم بپذیر.

***
- بهل این خفتن نوشینه ، بیا تا برویم
عشق باریده است دوشینه ، بیا تا برویم
- نوبت ماست هلا ! نوبتی شب خسته است
دیده ها بگشای ! خنگی دو در ایوان بسته است ...
- دخمه را ماند مشکوی ، نه مرداری خیز !
سر چه می خاری ؛ گر عزم سفر داری خیز !
...
- در رخ آینه دیدم به نشیب است این شب
بی گمان حامله صبح قریب است این شب
...
خوان هشتم که شنیدید به راه افتاده است
تهمتن کیست که کاووس به چاه افتاده است
- مژده امروز شما را که تهمتن زاده است
حبل ِ اللهی توحید ، به چاه افتاده است
- زلف آشوبی رب در شب هو پیچیده است
در جهان « واعتصموا - واعتصموا » پیچیده است
...
- که برانید و ممانید گذرگه تاری است
گر به ره نور نجاتی است همین بیداری است
- ای بسا خلق ، کزین دمدمه ها درماندند
عبرت است ای همه ! زینسان رمه ها درماندند
- ره نه این است ؛ ره آغشته ما افتاده است
از ازل تا به ابد ، کْشته ما افتاده است
- بهل این خفتن نوشینه ، بیا تا برویم
عشق باریده است دوشینه ، بیا تا برویم
- یله شو تا بشتابیم ، که جانم فرسود
فالی از خواجه شیراز گرفتم ، فرمود :
«پیشتر زانکه شود کاسه سر خاک انداز
خیز و در کاسه زر ، آب طربناک انداز» .......

چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()